کد خبر : 82911
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۳

جعفر عباس زاده

بیایید کمی بخندیم…

بیایید کمی بخندیم…
مردم حافظه بدی ندارند. نشستن سر سفره‌های «پر از خالی» اما با دلی بزرگ، به آن‌ها یاد داده است بعضی بخشندگی‌ها وقتی ناگهان جلوی دوربین ظاهر می‌شود

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پویشگران گیل:

این روزها در یکی از سکانس‌های عجیب تاریخ رشت، بعضی بازیگران تازه فهمیده‌اند «مردم» هم وجود دارند.
استوری‌های پی‌درپی، پیام برای هر مناسبت، حضور در هر مجلسی؛از عیادت بیمار تا تشییع و چهلم.
گردش رو به دوربین و زاویه گرفتن‌هایی که حداقل چند تصویر«مردم‌دوست» تحویل بدهد.
اما فقط یک سؤال کوچک در ذهن مردم می‌چرخد: چطور شد تا دیروز رژه با ماشین و ویلا عادی بود، اما حالا عکس یادگاری در مراسمات و تجمعات شبانه شده بخشی از رزومه.زندگی تکرار لحظه‌هاست. در دانشگاه و مدرسه بارها شاگردانی داشته‌ام که تمام سال درس نمی‌خواندند، اما شب امتحان کتاب را بغل می‌کردند و با صدای بلند می‌گفتند: «من همیشه اهل درس بودم!»
و اما مردم …مردم حافظه بدی ندارند. نشستن سر سفره‌های «پر از خالی» اما با دلی بزرگ، به آن‌ها یاد داده است بعضی بخشندگی‌ها وقتی ناگهان جلوی دوربین ظاهر می‌شود،بیشتر از آنکه شبیه دل‌گشادی باشد، شبیه سکانس تازه‌ای از یک فیلم قدیمی است.بیایید کمی بخندیم…..
این روزها تعادل فکری بعضی‌ها شبیه میز لق قهوه‌خانه شده؛ سال‌ها راحت لم داده بودند و برای میدان نسخه می‌پیچیدند. اما همین که اسم تو را در گود انتخاب مردم شنیدند، انگار زلزله‌ای در ذهنشان افتاده است.یکی می‌گوید: «اصلاً مهم نیست!» و پنج دقیقه بعد جلسه اضطراری می‌گذارد که: «حالا چه کار کنیم؟»دیگری می‌گوید: «کسی حواسش به او نیست.» اما خودش از صبح تا شب فقط درباره او حرف می‌زند.حکایت همان ضرب‌المثل قدیمی است: تا وقتی فکر می‌کردند زمین خالی است، شیر بودند؛ اما حالا که رقیب را در میدان دیده‌اند، شیرشان ناگهان تبدیل شده به گربه‌ای که از صدای خودش هم می‌ترسد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.