مرتضی جلیل نژاد ماسوله، کارشناس دامپزشکی
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پویشگران گیل:
در سالهای اخیر، وقتی از دامپزشکی صحبت میشود، ذهن بسیاری از مردم هنوز به درمان دام و حیوانات خانگی محدود میماند. این نگاه اگرچه نادرست نیست، اما کامل هم نیست. دامپزشکی امروز، بهویژه در جوامعی مانند استان گیلان با بافت روستایی، کشاورزی و زیستمحیطی خاص، نقشی فراتر از درمان ایفا میکند؛ نقشی که میتوان آن را «مشارکت اجتماعی دامپزشکی» نامید.
بهعنوان یک کارشناس دامپزشکی، سالها فعالیت میدانی به من نشان داده است که سلامت دام، سلامت انسان و سلامت محیطزیست، سه حلقهی جدا از هم نیستند. هر تصمیم، رفتار یا غفلت در یکی از این حوزهها، مستقیماً بر دو حوزهی دیگر اثر میگذارد. مشارکت اجتماعی در دامپزشکی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که دامپزشک تنها درمانگر نیست، بلکه عضو آگاه و مسئول جامعه است.
در بسیاری از روستاهای گیلان، دامداری هنوز معیشت اصلی خانوارهاست. بیماری یک گاو یا گله، فقط یک مسئلهی دامپزشکی نیست؛ بلکه میتواند اقتصاد خانواده، امنیت غذایی و حتی سلامت عمومی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی دامپزشک وارد چنین فضایی میشود، ناگزیر با مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روبهروست. مشارکت اجتماعی یعنی درک این واقعیت و تعامل آگاهانه با آن.
یکی از مهمترین جلوههای مشارکت اجتماعی دامپزشکان، آموزش و آگاهیبخشی است. بسیاری از بیماریهای مشترک انسان و دام، نه به دلیل نبود امکانات، بلکه بهدلیل ناآگاهی رخ میدهند. آموزش دامداران درباره واکسیناسیون، بهداشت جایگاه دام، مصرف منطقی داروها و نحوه برخورد با دام بیمار، نمونهای از مشارکت اجتماعی مؤثر است که آثار آن فراتر از یک واحد دامداری دیده میشود.
از سوی دیگر، دامپزشکی نقش مهمی در امنیت غذایی جامعه دارد. نظارت بر سلامت گوشت، شیر، تخممرغ و سایر فرآوردههای دامی، مستقیماً با سلامت مصرفکنندگان مرتبط است. این نظارت صرفاً یک وظیفه اداری نیست؛ بلکه نوعی تعهد اجتماعی است. دامپزشکی که در کشتارگاه، لبنیاتی یا واحد تولیدی حضور دارد، در واقع از حق سلامت شهروندان دفاع میکند؛ حتی اگر این نقش کمتر دیده شود.
در استان گیلان، با توجه به اقلیم خاص، تالابها، جنگلها و تنوع زیستی بالا، دامپزشکی در حفاظت از محیطزیست نیز نقش اجتماعی مهمی دارد. بیماریهای حیاتوحش، انتقال آلودگیها، تداخل دام اهلی با حیاتوحش و استفاده نادرست از داروها، میتواند به اکوسیستم آسیب جدی وارد کند. مشارکت اجتماعی دامپزشکان در این حوزه، یعنی همکاری با محیطزیست، جوامع محلی و نهادهای مردمی برای حفظ تعادل طبیعی.
یکی دیگر از ابعاد کمتر دیدهشده مشارکت اجتماعی در دامپزشکی، حضور در بحرانهاست. از شیوع بیماریهای واگیر دامی گرفته تا بلایای طبیعی مانند سیل، دامپزشکان جزو اولین گروههایی هستند که باید وارد عمل شوند. در این شرایط، تصمیمات دامپزشکی فقط فنی نیستند؛ بلکه مستقیماً با آرامش روانی مردم، حفظ سرمایههای معیشتی و مدیریت بحران گره خوردهاند.
مشارکت اجتماعی همچنین به معنای شنیدن صدای جامعه است. دامپزشکی موفق، فقط انتقال دانش از بالا به پایین نیست. در بسیاری از موارد، تجربهی دامداران، نگرانیهای مردم و شرایط بومی، مسیر درست مداخله را مشخص میکند. گفتوگوی دوطرفه میان دامپزشک و جامعه، پایهی اعتماد است و بدون اعتماد، هیچ برنامه بهداشتی پایداری شکل نمیگیرد.
در سالهای اخیر، مفهوم «سلامت واحد» یا One Health بیش از پیش مطرح شده است؛ مفهومی که دامپزشکی را در کنار پزشکی انسانی و علوم محیطزیست قرار میدهد. این رویکرد، در اصل یک دعوت به مشارکت اجتماعی گسترده است؛ مشارکتی که در آن سلامت جامعه، حاصل همکاری تخصصها و همراهی مردم است.
نباید فراموش کرد که مشارکت اجتماعی دامپزشکی فقط وظیفهی نهادهای دولتی نیست. تشکلهای حرفهای، رسانهها، دانشگاهها و حتی دامپزشکان بخش خصوصی، هرکدام سهمی در این مسیر دارند. انتشار اطلاعات صحیح، مقابله با شایعات، ترویج رفتارهای بهداشتی و مطالبهگری آگاهانه، همگی بخشی از این مشارکت هستند.
در نهایت، دامپزشکی زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که بهعنوان بخشی از جامعه دیده شود، نه جدا از آن. مشارکت اجتماعی در دامپزشکی، یک شعار یا برنامه مقطعی نیست؛ بلکه نگرشی پایدار است که بر پایه مسئولیتپذیری، آگاهی و ارتباط مستمر با مردم شکل میگیرد. در استانی مانند گیلان، که پیوند انسان، دام و طبیعت بسیار نزدیک است، این مشارکت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
اگر دامپزشکی را تنها در چارچوب درمان ببینیم، بخشی از ظرفیت آن را نادیده گرفتهایم. اما اگر آن را بهعنوان یک کنشگر اجتماعی بشناسیم، میتوان امیدوار بود که سلامت، امنیت غذایی و پایداری محیطزیست، مسیر مطمئنتری را طی کند.
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.