فرشاد حسینی فر
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پویشگران گیل:
در آستانه انتصاب عالی ترین مقام اجرایی استان گیلان در دولت چهاردهم قرار داریم که بی شک در سرنوشت کوتاه مدت و بلند مدت استان مؤثر است. منصفانه ترین جمله ای که در خصوص مدیریت یک دهه گذشته استان میتوان گفت این است که فرصت سوزی، ناکارآمدی،بیتدبیری، خالص سازی،آمارسازی و غیره موجب نارضایتی گیلانیان شد، شکاف توسعه استان را در مقایسه با سایر استانها عمیقتر کرد و استان را با تهدیدهای جدی مواجه ساخت. با آنکه مجموع پتانسیل مردمی و مزیتها و فرصتهای کم نظیر موجود در گیلان را به سختی میتوان در یک استان دیگر مشاهده نمود اما توان و همت و جامع نگری و اندیشه لازم در مدیران ارشد برای بهره گیری از این مواهب و تاثیر آن در بهتر شدن وضعیت معیشت و زندگی مردم گیلان دیده نشد و این تنها مربوط به دولت سیزدهم نیست اما در سه سال اخیر پررنگ تر بوده است. به عبارتی شاید تلاش صورت گرفت، اما کافی و نتیجه بخش نبود. هرچند دولتمردان و مجمع نمایندگان گیلان در سالهای گذشته به مباحث کشاورزی-دامپروری-صیادی و ملزومات آنها(اعم ازقوانین،زیرساخت، قیمت گذاری) پرداختند اما باز نتوانستند به اهداف برنامهی توسعه کشور دست یابند و در نتیجه رضایت خاطر فعالان خرد و کلان این صنایع و ایجاد رونق مدنظر فراهم نشد. این رویکرد در مسائلی همچون زبالهی سراوان و تالاب انزلی نیز به شرح ایضاً اتفاق افتاد، یعنی بسنده کردن به بازدیدهای میدانی، توجه بخشی رسانه ای،تشکیل جلسات گفتگو محور و غیرعملیاتی و حتی عدم استفاده از اعتبار ریالی دولت و برگشت بودجه و نتیجتاً تکرار توصیههای قبلی استاندار و نمایندگان که مثلا؛ تالاب انزلی باید احیا شود/ برنامههای احیای تالاب انزلی بروزرسانی و با جدیت پیگیری شود/زباله سوز سراوان باید خریداری شود/لندفیل جدید باید معرفی بشود و باید- باید -باید… اگر نگوییم دیر شده است و امیدوارانه بنگریم ،خوشبینانهترین نگاه این است که به نظر میرسد استان به زمان اضطراری برای جلوگیری از بحرانها و استفاده از فرصتها از همیشه نزدیکتر شده است. تهدیدها سایه به سایه در تعقیب پیشرفت گیلان و فرصتها همچون طلوع آفتاب هستند که اگر بیش از حد منتظر بمانیم آن را از دست میدهیم. اگر راهبرد استاندار جدید این فراز از سخن شهید سلیمانی باشد که میفرمایند:«میزان فرصتی که در بحرانها وجود دارد در خود فرصتها نیست» آینده امیدوار کننده و روشن است در غیر این صورت تشدید وضعیت موجود را باید انتظار کشید. در خصوص تهدیدهای محسوس استان گیلان میتوان به مباحث محیط زیستی و تاثیر آن بر سلامت مردم و کسب و کار بخش قابل توجهی از جوامع محلی اشاره کرد اما به طور هم زمان مباحثی همچون تضعیف وضعیت اقتصادی جوامع روستایی و فروش زمین به افرادغیربومی، تغییر کاربری زمینها و قرارگرفتن نام گیلان به عنوان 3 استان مهاجر پذیر نیز قابل توجه است. و اما فرصتها؛ 1) سازمان منطقه آزاد تجای-صنعتی انزلی؛ که مشهود است همینک از وظیفه اصلی خود فاصله ی معناداری گرفته و باید مبتنی بر اساسنامه و در راستای برنامه ی هفتم توسعه تبدیل به ظرفیتی برای تجارت منطقه شمال و حتی مرکز کشور شده و وارد فاز جدیدی از فعالیتهای تجاری-تولیدی بشود. 2) دریای کاسپین ؛ظرفیتی کم نظیر و موهبتی استراتژیک که برای شکوفایی ظرفیتهای بالقوه آن ،میبایست در اسرع وقت فعالیتهای اجرایی سیاستهای کلی اقتصاد دریامحور ابلاغی مقام معظم رهبری را آغاز کرد و تجارب موفق ادوار گذشته سازمان بنادر و ایدههای نو سازمان شیلات ایران را با هدف بهبود شرایط اقتصادی مردم گیلان در دستور کار قرار داد.
3) گردشگری؛ صنعتی مردم نهاد که با جاذبههای طبیعی و تاریخی، صنایع دستی،صنایع غذایی-سوغات و محصولات محلی، صنعت حمل و نقل-ورزش-زیارت-تجارت-سینما-درمان درهم تنیده شده است، و رونق آن میتواند مستقیما منجر به جهش اقتصادی منطقه و جامعه بشود. صنعت گردشگری مشمول قوانین حمایتی مناسبی است و در گیلان سابقه ای بیش از یک قرن دارد. بهترین رویکرد برای تقویت این صنعت در گیلان را میتوان توجه به ایجاد زیرساخت های انرژی و ارتباطاتی، احیای ستاد دائمی خدمات سفر در استان و شهرستانها،حفظ اراضی گردشگری و جلوگیری از تغییرکاربری آنها، تجدیدنظر در ضوابط بازدارنده و قدیمی برای ایجاد سازههای سنتی-بومی و رفاهی در سواحل و ییلاقات، معرفی ایدههای نو سرمایه گذاری در حوزه گردشگری خصوصا گردشگری دریایی و جذب سرمایه گذار نام برد. استان گیلان به شدت مستعد توسعه، تحول و رونق است ،به شرط اینکه در این شرایط حساس، دولت چهاردهم یک نیروی عالم، متخصص، جهادی و مردمی،آشنا به مبانی اقتصادی و مشرف به سازمانهای اقتصادی تحول آفرین و درآمدزا همچون منطقه آزاد و سازمان بنادر، دارای تجربهی مدیریت بحران، آشنا با اقتصاد دریامحور و علاقمند به توسعهی صنعت شتاب دهنده ی گردشگری و در عین حال بومی و با سابقه ی قانون گذاری و شخصیتی در تراز وزارت یعنی دکتر هادی حق شناس را به عنوان استاندار منصوب نماید و مشروط بر اینکه نمایندگان و صاحبان تریبون و خواص از نگاه رشتی و انزلیچی و غرب گیلانی و شرق گیلانی و اصولگرایی و اصلاح طلبی فارغ شوند، از ظرفیتهای قانونی خود برای هم افزایی استفاده کنند و بر مبنای میثاق قانون اساسی-برنامههای ابلاغی مقام معظم رهبری-برای مردم و برای ایران و برای گیلان عزیز وحدت آفرین و مؤثر در پیشرفت استان گیلان باشند. هدف از این یادداشت توجه دهی بیشتر به نقش غیرقابل انکار و تاثیر یک استاندار کارآمد بر فرایند دستیابی به آرمانهای ما گیلانیان بود. در یادداشتهای بعدی به سایر آیتمهای موثر در توسعه و پیشرفت استان گیلان نیز خواهیم پرداخت.
نویسنده:فرشاد حسینی فر
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.