به قلم معصومه نیک کار
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پویشگران گیل:
مطالبهگری صحیح یعنی دیدن مشکلات و آنالیز صحیح و عمیق و ارائه راهکار وگرنه پیامگیرهای سازمانها در دریافت مشکلات بهتر اقدام میکنند. متاسفانه گاهی برخی از همکاران رسانه ای صرفا وظیفه مطالبهگری خود را دریافت مشکلات از مردم و چاپ آن در نشریه خود با چاشنی اغراق و بازی با کلمات با رویه سیاهنمایی بیشتر را رسالت ذاتی خود میدانند لیکن فقدان نگاه تخصصی در حوزههای مختلف گاه باعث شده برخی همکاران خود را همه فن حریف دانسته و با نگاههای سطحی فقط به ارائه مشکلات اغراق یافته اقدام کنند.عرصه طبابت و سلامت از ارتباط ساده بیمار و حکیم باشی قدیم فراتر رفته و به فرایندی پیچیده اقتصادی سیاسی و اجتماعی و متاسفانه حتی مالی بدل شده است که در تمامی کشورهای جهان دارای پیچیدگیهای خاص خود است. اهمیت این موضوع تا بدانجاست که مولفه سلامت همچون سواد جز آیتمهای توسعه کشورها بررسی میشود. در استان گیلان با توجه به توریستی بودن و برخی مسائل اجتماعی برای مثال بحران آب مهاجرت بیرویه ای به استان را سبب شده و عده ای نیز شمال ایران را بهشتی یافتهاند که دارای هوای پاک و آب همیشگی پنداشته و عمر جاودانه در آن خواهند داشت و چشم بسته شهر و روستاها را هدف گرفته و به ابن استان کوچ کردند واژه کلانشهر وقتی به رشت تعلق گرفت که شاید فقط یک پل روگذر داشت و فقط رشد قارچ گونه جمعیتی در آن مشهود بود. این فشار جمعیتی بدون ساختن زیرساختهای جامع خصوصا در بخش سلامت گریبان این استان را فشرده و اثرات سو آن را اکنون میتوان حس کرد. پدیده و طرحهای کلان شکست خورده همچون تحول سلامت هنگامی که با سکوت مطبوعات به دلیل عدم آگاهی و دانش تخصصی همراه شد ضربات شدیدی بر سلامت کشور و استان وارد کرد و هم اکنون با مشکلات زیادی در حوزه سلامت در کشور و استان مواجهه هستیم .اما آیا فریاد زدن خانه ای که در حال سوختن است باعث خاموشی آتش میشود یا اینکه فکر و اقدام هوشمندانه و کمک به خاموش کنندگان آتش باعث خاموشی آتش میشود؟ اگر خبرنگار خبره و نخبه وادی خود باشد با نقد درست و نگاه عمیق میتواند منشا را هدف گرفته و باعث گرهگشایی کلی و کشوری باشد.در نوشته مذکور باید پرسید هدف نگارنده محترم چیست.جانا درد دل ما میگویی. در حالی این مشکلات ارائه میشود که تاریخچه مدیرتهای قبلی و مسائل کلان کشور به کلی فراموش شده است.برای مثال تزریق گسترده نیرو بدون شاخصهای شایستگی و تخصصی در بدنه دانشگاه که نه کمبود گسترده نیروهای خدمات را جبران نمود بلکه با باری اضافه بر شانههای خمیده دانشگاه در گذشته ای نه چندان دور دانشگاه را با کمبود منابع وحشتناک مواجهه ساخته است که به جای برنامه ریزی برای تعالی مجبور به پرداخت حقوق جاری این افراد است و جالب آن است سکوت مطبوعاتی همکارانم در آن زمان این تاوان را نیز دارد. تیم مدیریتی دکتر آشوبی با عملکرد خوب و صادقانه در این مدت به موفقیتهایی دست یافته است که انکار آن در این مدت کوتاه دور از انصاف و شرافت است.کسب اعتبار دانشکدههای پزشکی دندانپزشکی،برگزاری همایشهای ملی و حضور متخصصان در گیلان نشان از قدرت علمی دانشگاه داشته، اعتماد سازی فوق العاده با خیرین استان و کشور سلب جهش فوق العاده در این حوزه شده است.با وجود انتقادات به حق در مورد مدیریت این سازمان گسترده ایثار ریاست دانشگاه در تبدیل خود به تمام وقت جغرافیایی و کار در ساعات صبح و عصر تا پاسی از شب به عنوان یک الگوی کشوری میتوانست توسط همکاران رسا نه ای یک شرط برای تمام کشور باشد تا هر رییس دانشگاه در علوم پزشکی نماد خدمت واقعی باشد. پافشاری و پیگیری دکتر آشوبی در پیشبرد بیمارستان چهارصد تختخوابی لاکان در واقع پاسخی به این گونه نقدهاست که تلاش و حمایت همه جانبه دستگاههای حاکمیتی و نمایندگان مجلس و رسانههای استان را میطلبد که از نظر رسانه ای این مطالبه به حق بسیار ضعیف انجام شده است. اگرچه شیوع برخی پدیدهها به صورت کشوری همچون مهاجرت گسترده پرستاران،پدیده زیرمیزی در سلامت کشور ،تعارض منافع در سلامت،عدم رسیدگی به حقوق پرستاران و عدم واقعی سازی دستمزد در بخش درمان خصوصا پرداخت مبتنی بر عملکرد در کشور کاملا مغفول مانده که هر کدام یک موضوع قابل پیگیری و پژوهشی است که مطالبه رسانههای هوشمند و افراد دلسوز دارای دغدغه تعالی را میطلبد ابن گونه نظرسنجیهای یک طرفه راه به جایی نخواهد بست.چرا که این مشکلات را همه میدانند و بدنه سلامت در کشور از لحاظ امکانات همچون زورقی شکسته شده است و تا مسائل مهمی همچون زیر میزی ،واقعی سازی نرخ دستمزد تغییر در سهمیههای پزشکی و حتی تغییر در کوریکولمهای آموزشی درمان انجام نشود هیچ مشکلی حل نخواهد شد و این نیاز به تغییر در سطح وزارتخانه بهداشت و هماهنگی همه مدیران اجرایی کشور دارد.لیکن این گونه نقادی و آوردن عباراتی چون بیمارستان جنگی در واقع تیر خلاصی به روحیه مردم خسته از فشارهاست که به فرمان مقام معظم رهبری باید روح امید در آنان دمیده شود و همچنین خنجری در قلب کادر زحمتکش درمان که با همه کاستیها در این ساختار زحمت میکشند. همواره اعتقاد دارم با انالیز و ریشهیابی و پخته کردن مشکلات و ارائه راهکار منطقی و علمی جز با مشورت با صاحبان فرایند امکانپذیر نیست و در غیر این صورت راهی به جز بیراهه در انتظارمان نیست.در خصوص سلامت با توجه به پیچیدگی و پدیدههای نامبرده واقعا انتظار میرود مطبوعات با احصا مشکلات با ارتباط دو طرفه با مقامات سلامت استان از نشر یکطرفه مشکلات که دستاوردی جز یاس ندارد پرهیز نموده در عوض با ارائه راهکار در ساختارهای کلان به وظیفه خطیر مطالبه گری اقدام نمایند و باعث خیر کثیر در حل مشکل در عرصه ملی شوند. خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.