کد خبر : 84709
تاریخ انتشار : سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰:۵۶

رشت؛ از دروازه اروپا تا جست‌وجوی جایگاه گمشده

رشت؛ از دروازه اروپا تا جست‌وجوی جایگاه گمشده
آیا شهری که روزگاری پیشگام اندیشه و توسعه در ایران بود، آماده است تا بار دیگر برای آینده خود یک رؤیای بزرگ داشته باشد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پویشگران گیل:

مرتضی جلیل‌نژاد ماسوله/ در سال ۱۳۰۶، زمانی که سعید نفیسی به رشت سفر کرد،توصیفی از این شهر ارائه داد که هنوز پس از گذشت یک قرن محل تأمل است.
او رشت را شهری مدرن، فرهنگی و نزدیک به شهرهای اروپایی دانست؛ شهری که در برخی جنبه‌های زندگی شهری از تهران آن روزگار پیش‌تر بود.


در آن زمان تهران پایتخت سیاسی کشور بود، اما رشت به واسطه ارتباط با قفقاز، روسیه و اروپا، یکی از مهم‌ترین کانون‌های ورود اندیشه‌های نو، تجارت، آموزش و فرهنگ به ایران محسوب می‌شد.
رشت آن روزگار فقط یک شهر نبود؛ نمادی از پویایی اجتماعی و فرهنگی بود. هنوز شور و شوق سال‌های مشروطه در میان مردم زنده بود. روزنامه‌ها منتشر می‌شدند، انجمن‌های مدنی فعال بودند، مدارس نوین گسترش می‌یافتند و شهر در بسیاری از عرصه‌ها پیشگام تحولات فکری کشور به شمار می‌رفت.
شاید به همین دلیل بود که نفیسی در مقایسه میان تهران و رشت، گاه از رشت به عنوان شهری نزدیک به اروپا یاد می‌کرد.
امروز اما بسیاری از شهروندان گیلانی با حسرت از خود می‌پرسند که چرا شهری که روزگاری نماد پیشرفت و مدرنیته بود، اکنون در مقایسه با شهرهایی مانند اصفهان، مشهد و حتی برخی مراکز استان‌های جدید، جایگاه گذشته خود را ندارد؟

البته باید واقع‌بین بود. رشت امروز نسبت به یک قرن پیش بسیار بزرگ‌تر، مجهزتر و توسعه‌یافته‌تر است. دانشگاه‌ها، مراکز درمانی، راه‌های ارتباطی و امکانات شهری قابل مقایسه با گذشته نیستند.
مسئله اصلی این نیست که رشت رشد نکرده است؛ مسئله آن است که دیگر شهرها بسیار سریع‌تر رشد کردند و فاصله‌ای ایجاد شد که امروز به‌خوبی قابل مشاهده است.
با این حال پرسش مهم‌تر این است که آیا رشت هنوز ظرفیت بازگشت به جایگاه تاریخی خود را دارد؟
پاسخ به این پرسش مثبت است؛ زیرا برخلاف بسیاری از شهرهای کشور، رشت و گیلان همچنان از مزیت‌هایی برخوردارند که در صورت برنامه‌ریزی صحیح می‌توانند زمینه‌ساز یک جهش بزرگ باشند.
نخستین مزیت، موقعیت جغرافیایی است. گیلان تنها استانی در ایران است که به صورت هم‌زمان به دریا، مرزهای بین‌المللی، شبکه‌های ترانزیتی و بازارهای کشورهای حاشیه دریای خزر دسترسی دارد. امروزه با توسعه کریدور شمال ـ جنوب، اهمیت این منطقه بار دیگر در حال افزایش است.
اگر در گذشته رشت دروازه ایران به اروپا بود، امروز می‌تواند دروازه ایران به اوراسیا، روسیه و کشورهای حوزه خزر باشد.
دومین مزیت، سرمایه انسانی و فرهنگی است. گیلان همواره یکی از باسوادترین و فرهنگی‌ترین مناطق ایران بوده است. وجود دانشگاه‌ها،نیروی انسانی تحصیل‌کرده،سابقه مطبوعاتی و فرهنگی و روحیه مدنی مردم گیلان ظرفیتی است که بسیاری از استان‌ها از آن برخوردار نیستند.
توسعه اقتصادی در جهان امروز بیش از آنکه به منابع طبیعی وابسته باشد، به سرمایه انسانی وابسته است و گیلان از این نظر همچنان در جایگاه مطلوبی قرار دارد.
سومین مزیت، گردشگری است. بسیاری از شهرهای جهان با جاذبه‌هایی کمتر از گیلان توانسته‌اند اقتصاد خود را متحول کنند. گیلان همزمان از جنگل، دریا، تالاب، کوهستان، میراث تاریخی، فرهنگ بومی، صنایع دستی و یکی از غنی‌ترین سفره‌های غذایی جهان برخوردار است.


ثبت جهانی رشت به عنوان شهر خلاق خوراک‌شناسی فرصتی است که هنوز آن‌گونه که باید مورد استفاده قرار نگرفته است.گردشگری در گیلان نباید صرفاً به سفرهای کوتاه آخر هفته محدود شود، بلکه باید به یک صنعت درآمدزا و پایدار تبدیل گردد.
چهارمین مزیت، اقتصاد دانش‌بنیان است. تجربه بسیاری از شهرهای موفق جهان نشان داده است که توسعه پایدار تنها از مسیر صنایع سنتی نمی‌گذرد.
امروزه فناوری، اقتصاد دیجیتال، شرکت‌های نوآور و استارتاپ‌ها می‌توانند ارزش افزوده‌ای بسیار بیشتر از صنایع قدیمی ایجاد کنند. رشت با توجه به ظرفیت دانشگاهی و نزدیکی به تهران می‌تواند به یکی از قطب‌های فناوری شمال کشور تبدیل شود.
اما در کنار این مزیت‌ها، چند چالش اساسی نیز وجود دارد که بدون حل آن‌ها نمی‌توان انتظار تحول داشت.
نخست، نبود یک چشم‌انداز مشترک برای توسعه استان است.
سال‌هاست که درباره گردشگری، کشاورزی، صنعت، ترانزیت و اقتصاد دریا محور سخن گفته می‌شود، اما هنوز یک راهبرد واحد و بلندمدت برای آینده رشت و گیلان شکل نگرفته است.
دوم، ضعف زیرساخت‌های شهری است. ترافیک، کمبود پارکینگ، فرسودگی بخشی از شبکه معابر، مشکلات پسماند و فاضلاب از جمله مسائلی هستند که بر کیفیت زندگی شهری تأثیر می‌گذارند. شهری که می‌خواهد مقصد سرمایه‌گذاری و گردشگری باشد، باید از زیرساخت‌های مناسب برخوردار باشد.
سوم، مهاجرت نخبگان است. بسیاری از جوانان توانمند گیلانی به دلیل کمبود فرصت‌های شغلی استان را ترک می‌کنند. این روند در بلندمدت می‌تواند مهم‌ترین سرمایه گیلان یعنی نیروی انسانی را تضعیف کند.اما شاید مهم‌ترین چالش موضوعی فراتر از اقتصاد و زیرساخت باشد؛ موضوعی که ریشه در تاریخ این سرزمین دارد.
در اوایل قرن چهاردهم خورشیدی، رشت فقط یک مرکز تجاری نبود؛ یک جریان فکری بود. گیلان در مشروطه، نهضت جنگل، توسعه آموزش نوین و شکل‌گیری نهادهای مدنی نقشی برجسته ایفا کرد.
مردمان این خطه برای آینده کشور ایده داشتند، درباره توسعه گفت‌وگو می‌کردند و خود را در سرنوشت جامعه سهیم می‌دانستند.


امروز بسیاری از شهروندان احساس می‌کنند که آن روحیه مطالبه‌گری، آینده‌نگری و آرمان‌خواهی کمرنگ شده است. البته این موضوع صرفاً به مدیران مربوط نمی‌شود. روح مطالبه‌گری تنها در دولت و مدیریت خلاصه نمی‌شود؛ روزنامه‌ها، دانشگاه‌ها، نخبگان، فعالان اجتماعی، بخش خصوصی و خود مردم نیز بخشی از آن هستند.
شاید مسئله اصلی این نباشد که مسئولان امروز به اندازه گذشتگان انگیزه دارند یا نه؛ بلکه مسئله این باشد که آیا امروز یک ایده بزرگ و مشترک برای آینده رشت وجود دارد؟
اصفهان در دهه‌های گذشته بر صنعت و دانشگاه تکیه کرد. مشهد بر زیارت و خدمات. شیراز بر پزشکی، آموزش و گردشگری. اما هنوز درباره اینکه «رشتِ ۲۰ سال آینده» چه جایگاهی باید داشته باشد، اجماع روشنی دیده نمی‌شود.
واقعیت آن است که رشت نباید تلاش کند تهران شود یا اصفهان را تقلید کند. موفقیت هر شهر در جهان بر پایه مزیت‌های منحصر به فرد آن شکل می‌گیرد.
مزیت رشت نه صنایع سنگین است و نه تمرکز اداری. مزیت رشت در محیط زیست، گردشگری، اقتصاد دریا محور، کشاورزی دانش‌بنیان، تجارت منطقه‌ای و سرمایه فرهنگی نهفته است.
شاید هدف واقع‌بینانه برای رشت این نباشد که از نظر جمعیت یا صنعت با اصفهان رقابت کند؛ بلکه باید تلاش کند به شهری تبدیل شود که از نظر کیفیت زندگی، توسعه پایدار، اقتصاد خلاق، گردشگری و ارتباطات بین‌المللی در سطح کشور و منطقه الگو باشد.
بسیاری از شهرهای موفق اروپایی نیز نه به دلیل جمعیت زیاد، بلکه به دلیل کیفیت زندگی، مدیریت هوشمند و اقتصاد نوآور شناخته می‌شوند.


امروز پس از یک قرن،رشت همچنان در نقطه‌ای تاریخی ایستاده است. همان‌گونه که در آغاز قرن چهاردهم خورشیدی یکی از پیشگامان مدرنیته در ایران بود، در قرن پانزدهم خورشیدی نیز می‌تواند دوباره نقش‌آفرین شود؛ به شرط آنکه به جای حسرت گذشته، بر ظرفیت‌های امروز تمرکز کند و بار دیگر روح مشارکت، آینده‌نگری و مطالبه‌گری سازنده را در خود زنده سازد.
شاید اگر سعید نفیسی امروز بار دیگر به رشت سفر می‌کرد، همچنان از باران، درختان، بازار و فرهنگ مردم این شهر می‌نوشت؛ اما در پایان سفرنامه خود این پرسش را نیز مطرح می‌کرد: آیا شهری که روزگاری پیشگام اندیشه و توسعه در ایران بود، آماده است تا بار دیگر برای آینده خود یک رؤیای بزرگ داشته باشد؟

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.