رشت – سيداكبر خوشحال
متأسفانه در حال حاضر جامعه ما در التهاب افزايش قيمتها در شرايط نامناسبي قرار دارد. جوانان تحصيل كرده ما به علت بحران بيكاري زانوي غم بغل كردهاند و حقوقبگيران مظلوم نيز زندگي پر از استرسي را سپري ميكنند. هزينههاي سنگين زندگي از جمله آب، برق، گاز، حتي نان عليالخصوص درمان واقعاً كمرشكن است. مگه با حقوقبگيري ميتوان جهت ترميم دندان خود به پزشكي مراجعه كرد آخه با حقوق ناچيز چطور ميتوان هزينهاي بالغ بر 10 ميليون تومان جهت عصبكشي چند دندان پرداخت كرد. چرا دستگاههاي نظارتي تاكنون نتوانستند در زمينه عدم نصب تعرفه پزشكان برخورد جدي داشته باشند؟ مگر ستاد مبارزه با گرانفروشي در اداره صمت تاكنون دندانپزشكي نرفتهاند؟
بهرحال مردم فهيم و صبور ما با صبر و شكيبايي با ناملايمات و كمكاريها ميسازند امّا هيچگاه حاضر نيستند با ندانمكاريها و پارتيبازيها و فاميلبازيها و از همه مهمتر رفيقبازيهائي كه باعث خشم ميشود را تحمل كنند.
سيدمُعزي به نمايندگي از اهالي سراوان ميگويد انباشت زبالههاي عفوني بيداد ميكند حتي اهالي دچار بيماري پوستي و گوارشي شدهاند امّا كسي از دانشگاه پزشكي و محيط زيست يا منابع طبيعي پاسخگو نيست؛ يا اينكه رودخانه زرجوب و گوهررود رشت روزگاري از بهترين نقاط گردشگري محسوب ميشد حتي مردم از پيربازار به رشت از طريق قايق اياب و ذهاب ميكردند، متأسفانه كار به جايي رسيده كه همين رودخانهها معروف به آلودهترين رودخانههاي دنيا شده است.
شايان ذكر است چند سال پيش دكتر نوبخت معاونت وقت رئيس جمهور در يك كنفرانس مطبوعاتي گفت مبلغ 290 ميليارد تومان جهت لايروبي رودخانههاي فوقالذكر اختصاص داديم متأسفانه كاري نكردند و پول را ميان خودشان تقسيم كردند.
يا نوشتم اتوبوسراني بيش از يكصد دستگاه اتوبوس شهري را به استان قزوين انتقال دادند و در آن استان اتوبوسها را فروختند سوال كردم كه به چه قيمتي و به چه افرادي و براي چه كاري فروختهايد و آيا در اين خصوص اطلاعرساني كردهايد يا نه، متأسفانه تاكنون هيچ پاسخي ندادند و حتي چندين بار هم در اين خصوص مقاله نوشتم امّا هيچ مقام متولي در شهرداري و شوراي شهر و مدير اتوبوسراني تاكنون دو كلمه هم پاسخ در اين زمينه ندادند امّا من خبرنگار همچنان پيگير هستم تا نتايج آن را به اطلاع مردم شريف رشت برسانم.
درخصوص مراسم تجليل از روز خبرنگار، زمان عباسي استاندار وقت مراسمي برگزار كرد البته اول از خبرنگاران پيشكسوت نظير محمد ميرزاجاني خبرنگار شايسته روزنامه اطلاعات دعوت به سخنراني كرد. شادروان ميرزاجاني گفت آقاي استاندار دلم پر است چون درد خبرنگاران زياد است امّا هميشه سعي دارند تا مردم ديده شوند البته امسال هم معاون فرهنگي ارشاد جناب دكتر مصفا مراسم باشكوهي برگزار كرد ولي استاندار گيلان سخنران بود. دكتر حقشناس هم درخصوص اهميت وجودي خبرنگار صحبت كرد و در وصف خبرنگار گفت قلم شما اثرگذار است و بالاخره در خصوص شأن و عظمت خبرنگاري سخن گفت ولي اي كاش تريبون را دست چند خبرنگار ميداد تا حداقل سالي يك بار عقده دل باز كند امّا در استان گيلان تنها سردار حسنپور در روز خبرنگار مراسم باشكوهي برگزار كرد و از همه خبرنگاران و عكاسان حتي از شهرستانها هم دعوت و تجليل شدند.سردار گفت امروز روز شماست ما شنونده هستيم هر خبرنگاري ميتواند صحبت كند كه اين روش بسيار مورد استقبال قرار گرفت و هنوز هم در همه محافل فرهنگي و مردمي نقل مجلس است.
البته مردم هم حق دارند بايد در جريان عملكرد خدمتگزاران خود قرار بگيرند و از طرفي حرف دلشان را بايد از طريق رسانه به گوش مسئولان برسانيم بنويسيم چون درد و دل مردم زياد است و خدا ميداند كه در دل مردم چي ميگذرد و چقدر حرفهاي پنهان و ناتمام دارند امّا مطمئنم كه انتظار دارند تا دردها گفته شود و مسئولان نيز گوش فرا دهند تا شايد چارهاي پيدا شود. بايد اعتراف كرد و گفت نوشتن درد مردم به اين آسانيها هم نيست چون عواقب خوبي براي خبرنگاران انتقادي ندارد به ناچار بايد بصورت اشاره عنوان كرد تا خداي ناكرده اسير قدرتها نشويم مثلاً مقامي در روستاي خاجان از شهرستان رشت زميني را به شركت توزيع برق معرفي كرده و او را وادار نمود تا چندين تير برق حتي ترانس برق براي زمين موردنظر نصب و راهاندازي كند حتي از طريق راه اقدام به ايجاد جاده نموده است حال اگر يك شخصي عادي بوده ميتوانست از شركت برق آن همه امكانات اخذ كند مطمئناً خير چون كسي براي جابجايي تيره برق مراجعه كرد 6 ماه طول كشيد و تمام هزينههاي جابجايي كه فقط چند متر بوده را از آن شهروند گرفتند پس چرا اينهمه از بيتالمال در روستاي خاجان براي صاحب آن زمين هزينه كردهاند با خداست امّا اي كاش مديران نظارتي يك سري به روستاي خاجان بزنند تا شاهد مواردي كه مطرح كردم باشند.
يا اينكه در شهر صنعتي رشت كارخانهاي داير شد كه فقط خوراكش درخت است و همه روزه دهها كاميون حامل درخت يا چوب جلوي كارخانه براي تخليه صف كشيدهاند در حاليكه چندي پيش مقالهاي تحت عنوان بهرهبرداري بيرحمانه و دخل و تصرفات غارتگرانه جنگلهاي گيلان را نوشتم حتي عكسهاي مختلفي را نيز منتشر كردم ولي چرا كسي جلودار اين حيف و ميلها نميشود باخداست.متأسفانه مديركل منابع طبيعي هم تاكنون حاضر نشده در زمينه انتقادات مردمي پاسخي منطقي ارائه دهد. اينگونه بيتوجهيها و حيف و ميلها را مردم نخواهند بخشيد.
از همه مهمتر اخيراً با مطلبي روبرو شدم كه از طريق يك پايگاه محلي ذكر شده جناب معاون عمراني استانداري مديري پروازي است كه تنها 3 روز در هفته در اتاق خنك با منظره زيبا در خدمت است و همچنان افزود شماليها دوران فلاكتبار فني و عمراني اين مرد خسته را هرگز فراموش نميكنند اگرچه قرباني رابطه بازي و معاملات شدهاند. با خود گفتم مطلبي به اين مهمي چرا استاندار بومي گيلان پاسخگو نميشود و چرا در اين زمينه اطلاعرساني نميكند مگر گيلان قحط رجال داريم بهرحال اينگونه موارد دل ما را ميشكند بايد هر چه زودتر پيگيري و درمان شود. البته هر دردي درماني دارد هيچ دردي بيدرمان نيست امّا طبيب متخصص و كاردان ميخواهد. اميدوارم اين نوشته اثرگذار باشد تا در آينده اميدواري و دلگرمي بيشتري ايجاد شود. انشاءالله
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.