مهندس یوسف هاشمی
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پویشگران گیل:
رشت را به «شهر بارانهای نقرهای» میشناسیم؛ شهری که زیباییاش در زیر چترهای رنگارنگ و پیادهروهای خیس، زبانزد است. اما همین باران که برای بسیاری از ما نغمهای دلانگیز و نعمتی حیاتبخش است، برای گروهی از همشهریانمان که سقفی جز آسمان ندارند، آغاز فصلی از اضطراب، لرز و هراس از بقاست. سخن از «کارتنخوابها» و آسیبدیدگان اجتماعی است؛ کسانی که در لایههای پنهان شهر، شب را به صبح میرسانند و امروز بیش از هر زمان دیگری، نگاه ما به «گرمخانههای شهر» به عنوان یک ضرورت حیاتی و اخلاقی جلب میشود. واقعیت این است که گرمخانهها در ساختار مدیریت شهری، نباید فقط جایی با داشتن «تختخواب برای خوابیدن» باشند؛ بلکه خاکریز اولِ صیانت از کرامت انسانی و پیشگیری از بحرانهای حاد اجتماعیاند. در رشت، با توجه به اقلیم مرطوب و سرمای استخوانسوزی که در فصول سرد با رطوبت همراه میشود، نیاز به گرمخانههای استاندارد، در دسترس و با ظرفیت متناسب با جمعیت آسیبدیده، از یک وظیفه اداری به یک «تکلیف انسانی و شرعی» تبدیل شده است. اما سوال اینجاست؛ آیا وضعیت فعلی گرمخانههای رشت در شأن این شهر و پاسخگوی نیازهای واقعی آن است؟ نخستین مسئله، «ظرفیت و دسترسی» است. گرمخانهها نباید به حاشیه شهر رانده شوند؛ جایی که دسترسی فرد آسیبدیده به آن دشوار باشد. دومین موضوع، «تنوع خدمات» است. گرمخانه نباید فقط محلی برای توزیع یک وعده غذای گرم و خواب باشد. ما نیازمند «مجتمعهای حمایتی» هستیم که در کنار سرپناه، خدمات مددکاری، مشاورههای روانشناسی و مراقبتهای بهداشتی اولیه را نیز ارائه دهند تا چرخه کارتنخوابی در جایی قطع شود. علاوه بر این، نباید از یاد برد که بخشی از این آسیبدیدگان، زنان و گاهی کودکانی هستند که ملاحظات زیستی و ایمنی خاص خود را میطلبند. ایجاد و توسعه گرمخانههای اختصاصی بانوان در محیطی امن و به دور از آسیبهای مضاعف، یکی از اولویتهایی است که نباید در شلوغی پروژههای عمرانی بزرگ، به فراموشی سپرده شود. در نگاه اینجانب، مدیریت شهری موفق، شهری نیست که فقط پلهای بزرگ و تقاطعهای مدرن بسازد؛ بلکه شهری است که در آن هیچ انسانی از سرما به خود نلرزد و هیچ کرامت انسانی به دلیل فقر و بیسرپناهی زیر پا گذاشته نشود. ما نیازمند تغییر نگاه از «مدیریتِ مقابلهای» به «مدیریتِ حمایتی» هستیم. پیشنهاد روشن ما برای آینده، «مردمیسازی اداره گرمخانهها» با بهرهگیری از ظرفیت عظیم خیرین و سازمانهای مردمنهاد (سمنها) است. شهرداری باید زیرساخت و امنیت را فراهم کند و حلقههای میانی و گروههای جهادی و مردمی، با نگاهی برخاسته از عطوفت، مدیریتِ محتوایی و انسانی این مراکز را بر عهده بگیرند. رشت، شهر فرهنگ و اولینهاست. شایسته است که در حوزه مسئولیت اجتماعی نیز، رشت به الگویی تبدیل شود که در آن، گرمخانه نه یک «تبعیدگاه موقت»، بلکه ایستگاهی برای بازگشت دوباره به زندگی و جامعه باشد. بارانِ رشت باید برای همه زیبا باشد، حتی برای آنانی که چتری ندارند.
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.