به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پویشگران گیل:
تپه مارلیک (به انگلیسی: Marlik) یا مؤذنی تپه یا چراغعلی تپه یک محوطهٔ باستانی در کرانهٔ خاوری سفیدرود و در درهٔ «گوهررود» در روستای نصفی، دهستان رحمتآباد، بخش رحمتآباد در شهرستان رودبار در استان گیلان است. تپه مارلیک بقایای بهجای مانده از تمدن باستانی متعلق به دستکم سه هزار سال پیش است. پژوهشگران گمان میبرند این تپه، آرامگاه خصوصی فرمانروایان و شاهزادگان مردم آمارد بوده است. «جام مارلیک» بهعنوان نماد قوم آمارد در گیلان شناخته میشود. محوطه باستانی از برجستهترین دیدنیهای رودبار است که در کرانه شرقی سفیدرود و در دره گوهر رود قرار دارد و قدمت آن به حدود 3000 سال پیش میرسد. طبق بررسی پژوهشگران، نام مارلیک از دو واژه مار و لیک (به معنی سوراخ) گرفته شده است چرا که در گذشته این منطقه محل زندگی مارها بوده است و گروهی دیگر از پژوهشگران نام مارلیک برگرفته از قوم “آمارد” (که در گذشته در این مکان زندگی میکردند) میدانند که از ترکیب دو واژه مارد (اشاره به آماردها) و لیک (قوم) ساخته شده است. محوطه باستانی تپه مارلیک تا سال 1340 ناشناخته بود و مردم محلی، گه گاه اشیایی در آن پیدا میکردند و میفروختند تا اینکه در سال 1340 گروهی از باستان شناسان به سرپرستی دکتر عزتالله نگهبان به این منطقه آمدند و به کاوش آن پرداختند و مشخص شد که تپه مارلیک بقایایی ارزشمند از تمدنی باستانی را در دل خود دارد. در تپه مارلیک 25 آرامگاه کشف شد که چند استخوان انسان به همراه اشیا ارزشمندی به دست آمد. محققان معتقدند آثار کشف شده در این منطقه به فرمانروایانی تعلق دارد که در اواخر هزاره دوم قبل از میلاد در این ناحیه حکومت میکردند، همچنین به دلیل وجود اشیا در آرامگاهها، دریافتند که در آن زمان مردم اشیای متعلق به مردگان خود را همراه جسد آنها دفن میکردند. اشیای بهدستآمده در محوطه باستانی تپه مارلیک شامل ظروف سفالی، دکمههای تزئینی، جامهای چینی، شیشهای، طلایی، نقرهای و مفرغی، مجسمههای برنزی و سفالی، شمشیرها و سرنیزهها و بسیاری آثار دیگر میشود؛ همچنین پارچههایی نیز در این منطقه کشف شد.
نقوش این جام را از ردیف پایین که شروع کنیم، بزکوهی تازه متولد شده را نشان میدهد که از مادر شیر میخورد، در ردیف دوم، بزکوهی رشد یافته و روی دستانش بلند شده و در حال تعذیه از درخت است. ردیف بعدی تعدادی گراز را نشان میدهد و ردیف آخر لاشخورهایی که در حال خوردن جسد بزکوهی هستند. برخی بر این باورند این نقوش جنبه کشمکش و جنگ دارد ولی دکتر نگهبان معتقد است این نقوش، داستان افسانه زندگی یک بز است و به ما تولد و مرگ را نشان میدهد. آیا بز نماد خاصی برای مردمان آن زمان است؟ این باستانشناس اظهار میکند: شیر و گاو را نماد شجاعت و قدرت و بز را بیشتر نماد زندگی و شادابی میدانستند. البته این نمادها در هر دورهای میتواند تغییرکرده باشد.
طلاکاران و نقرهکاران کوچنشین مارلیک و املش، نخستین استادان کارهای فلزی نفیس در ایران هستند. جانشینان ایشان، برنزکاران لرستان و نقرهکاران عصر هخامنشی و ساسانی بودند.
منبع:پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.