مرتضی جلیل نژاد ماسوله
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پویشگران گیل:
روز جهانی سالمند فرصتی است برای بازاندیشی در شیوه مواجهه ما با نسل سالخورده جامعه؛ نسلی که نهتنها حامل تجربه و حافظه تاریخی است، بلکه میتواند بهعنوان یک سرمایه اجتماعی در حل چالشهای امروز و فردا نقشآفرین باشد. در این میان، «شهر دوستدار سالمند» نه یک شعار بلکه یک ضرورت برای شهری چون رشت و استان گیلان به شمار میرود؛ جایی که بر اساس آمارهای رسمی، رشد جمعیت سالمندی سرعت گرفته و جامعه ناگزیر است خود را با شرایط تازه تطبیق دهد. اما پرسش اصلی اینجاست: چه عواملی میتوانند تحقق این هدف را شتاب ببخشند؟ دو کلید واژه بیش از هر چیز دیگر اهمیت دارند: نقش رسانه و همگرایی دستگاههای اجرایی.
رسانه؛ آیینه و موتور محرک تغییر رسانههای محلی و ملی وظیفه دارند تصویر روشنی از وضعیت سالمندان ارائه دهند؛ چه در روایت مشکلات روزمره همچون حملونقل، دسترسی به خدمات درمانی، اوقات فراغت و چه در بازنمایی دستاوردها و نقشهای مثبت آنان در خانواده و جامعه. یکی از مشکلاتی که در گفتوگو با کارشناسان و مدیران حوزه سالمندی همواره تکرار شده، نگاه تکبعدی به سالمندان است؛ سالمند بهعنوان فردی نیازمند مراقبت، نه بهعنوان شهروندی فعال. این نگاه باید تغییر کند و رسانه ابزار اصلی این تغییر است. رسانه میتواند سالمند را از حاشیه به متن بیاورد. برنامههای تلویزیونی و رادیویی، گزارشهای مطبوعاتی و محتوای دیجیتال اگر بهدرستی طراحی شوند، هم ذهنیت عمومی را اصلاح میکنند و هم سیاستگذاران را به مسئولیتپذیری بیشتر وادار میسازند. رسانه همچنین پل ارتباطی میان جامعه مدنی، دانشگاه و دستگاههای اجرایی است؛ پلی که بدون آن گفتوگو و همگرایی شکل نمیگیرد.
همگرایی دستگاهها؛ از شعار تا عمل شهر دوستدار سالمند پروژهای نیست که تنها با اراده یک نهاد محقق شود. شهرداری، دانشگاه علوم پزشکی، بهزیستی، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، استانداری و سازمانهای مردمنهاد هرکدام بخشی از این پازلاند. مشکل اصلی در بسیاری از طرحهای گذشته، فقدان همافزایی بوده است؛ دستگاهها هر یک برنامهای مستقل داشتهاند، بیآنکه در یک راهبرد واحد گرد هم آیند. امروز ضرورت دارد که دبیرخانه شهر دوستدار سالمند در رشت به کانون همگرایی بدل شود. این دبیرخانه باید نهتنها هماهنگکننده فعالیتها، بلکه ناظر بر اجرای تعهدات نیز باشد. تجربه موفق شهرهای دیگر جهان نشان داده که بدون برنامهریزی مشترک، حتی بودجههای کلان نیز ره به جایی نمیبرند.
نقش دانشگاه و مراکز علمی دانشگاهها باید تحقیقات میدانی دقیق درباره نیازها و اولویتهای سالمندان انجام دهند. در گیلان، با توجه به ساختار جمعیتی و ویژگیهای فرهنگی، نمیتوان نسخهای عمومی و کپیشده از سایر مناطق را بهکار بست. رسانه در اینجا نقش واسط دارد؛ یافتههای علمی را سادهسازی کرده و در دسترس افکار عمومی و مدیران میگذارد.
نهادهای مدنی و مشارکت اجتماعی سازمانهای مردمنهاد میتوانند بازوی اجرایی قدرتمندی برای سیاستهای رسمی باشند. انجمنهای بازنشستگان، کانونهای فرهنگی و خیریههای محلی تجربه ارزشمندی در ارتباط مستقیم با سالمندان دارند. رسانه با برجسته کردن این فعالیتها، زمینه جلب اعتماد عمومی و حمایتهای مالی و اجتماعی را فراهم میکند.
از همگرایی تا همدلی فراتر از هماهنگی اداری، نیازمند همدلی اجتماعی هستیم. سالمند نباید احساس کند که بار اضافهای بر دوش جامعه است. برای رسیدن به این هدف، همگرایی دستگاهها باید با یک روایت رسانهای همراه باشد؛ روایتی که بر شأن و منزلت سالمندان تأکید کند. نمونههایی از این همدلی را در سالهای اخیر شاهد بودهایم: اجرای طرحهای آموزشی در خانههای سلامت، برگزاری جشنوارههای فرهنگی ویژه سالمندان و برنامههای مشاورهای برای خانوادهها. اما آنچه کمبود آن محسوس است، استمرار و انسجام این اقدامات است. رسانه میتواند حافظه جمعی را فعال نگه دارد و اجازه ندهد که برنامهها در گذر زمان فراموش شوند.
چشمانداز آینده؛ رشت بهعنوان الگو رشت امروز در جایگاهی قرار دارد که میتواند به الگوی ملی در حوزه شهر دوستدار سالمند بدل شود. پیوستن به شبکه جهانی شهرهای دوستدار سالمند فرصتی استثنایی است که باید با برنامهریزی دقیق و اطلاعرسانی مؤثر همراه باشد. رسانههای گیلان، از مطبوعات محلی گرفته تا خبرگزاریها و پایگاههای خبری، باید این موضوع را در اولویت خود قرار دهند. این رسانهها قادرند با تولید گزارشهای تحلیلی، روایت زندگی روزمره سالمندان، معرفی طرحهای نوآورانه و نقد کاستیها، افکار عمومی را حساس نگه دارند. همزمان، مسئولان نیز با مشاهده این حساسیت اجتماعی، ناگزیر به پاسخگویی و همکاری بیشتر خواهند شد. در نهایت می توان گفت که روز جهانی سالمند یادآوری میکند که آینده همه ما با این گروه گره خورده است. رسانه، بهعنوان آیینه جامعه و موتور تغییر، و همگرایی دستگاههای اجرایی، بهعنوان شرط لازم برای موفقیت، دو ستون اصلی تحقق شهر دوستدار سالمند به شمار میروند. اگر این دو ستون بهدرستی تقویت شوند، میتوان امیدوار بود که سالمندی نه بهعنوان یک بحران، بلکه بهمثابه فرصتی برای ارتقای کیفیت زندگی همه نسلها دیده شود. در چنین نگاهی، رشت میتواند پرچمدار حرکتی ملی باشد؛ حرکتی که با قلم خبرنگاران، همدلی نهادهای مدنی و عزم دستگاههای اجرایی آغاز میشود و به آیندهای روشن برای سالمندان و کل جامعه منتهی خواهد شد.
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.