مهندس یوسف هاشمی براگوری
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پویشگران گیل:
رودخانههای گوهررود و زرجوب، فراتر از دو مسیر آبی، شریانهای حیاتی و بخشی از هویت زیستمحیطی رشت محسوب میشوند. این رودخانهها با پیوستگی به تالاب انزلی و دریای خزر، زنجیرهای از حیات را در منطقه ایجاد کردهاند. اما بررسیهای میدانی و واقعیتهای موجود نشان میدهد که این زنجیره حیات، در حال گسستن است. آنچه امروز با آن روبرو هستیم، صرفاً یک آلودگی گذرا نیست؛ بلکه نشانهای از یک بحران ساختاری در مدیریت منابع آبی و برنامهریزی شهری است. تاریخچه این رودخانهها نشاندهنده پتانسیل بالای آنها برای توسعه «اکوتوریسم» و بهبود کیفیت زیستمحیطی شهر است. اما تغییر پارادایم از «مدیریت جریان آب» به «مدیریت پساب»، باعث شده است که این رودخانهها از ظرفیتهای اقتصادی و تفریحی خود تهی شوند. ورود پسابهای شهری، صنعتی و حتی بیمارستانی به این رودخانهها، نه تنها زیباییشناسی شهری را تخریب کرده، بلکه اکوسیستم رودخانه را به وضعیتی بحرانی رسانده است که در آن، حیات وحش و تنوع زیستی عملاً از بین رفته است.
بحران رودخانههای رشت،یک مسئله ایزوله نیست؛ بلکه پیامدهای زنجیرهای دارد که به سه سطح تقسیم میشوند: ۱. سطح سلامت عمومی: ورود آلایندهها به زنجیره غذایی (از طریق کشاورزی حاشیه رودخانه) و ارتباط احتمالی آلودگیهای میکروبی و شیمیایی با افزایش نرخ بیماریهای جدی و عفونی در میان شهروندان. ۲. سطح زیستمحیطی: انتقال آلودگی به تالاب انزلی و دریای خزر که میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای امنیت زیستمحیطی منطقه داشته باشد. ۳. سطح اقتصادی-اجتماعی: از دست رفتن فرصتهای توسعه مرتبط با گردشگری و کاهش کیفیت زندگی شهروندان. بحران فعلی، نشاندهنده یک «شکاف برنامهریزی» است. مسئله اصلی، تنها مسئلهی فنیِ تصفیه فاضلاب نیست، بلکه مسئلهی «مدیریت یکپارچه حوضه آبریز» و «شفافیت در برنامهریزیهای عمرانی» است. برای عبور از این وضعیت، نیاز به گذار از مدیریت بحران (واکنشی) به مدیریت پیشگیرانه (برنامهمحور) داریم.بازگرداندن سلامت به گوهررود و زرجوب، تنها یک پروژه محیطزیستی نیست، بلکه بازگشت به مسیر توسعه پایدار و حفظ حق سلامت شهروندان رشت است.
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.