سه شنبه 1 تیر 1400

فلسفه شورای شهر و روستا تسریع در توسعه و آبادانی است
در اصل یکصد قانون اساسی به کارکردهای شوراها اشاره می شود.ضروری است برای تبین اهمیت شوراها به این اصل مهم نگاهی داشته باشیم.
فصل هفتم:شوراها؛ اصل یکصدم:"برای‏ پیشبرد سریع برنامه‏ های‏ اجتماعی‏، اقتصادی‏، عمرانی‏، بهداشتی‏، فرهنگی‏، آموزشی‏ و سایر امور رفاهی‏ از طریق‏ همکاری‏ مردم‏ با توجه‏ به‏ مقتضیات‏ محلی‏، اداره‏ امور هر روستا، بخش‏، شهر، شهرستان‏ یا استان‏ با نظارت‏ شورایی‏ به‏ نام‏ شورای‏ ده‏، بخش‏، شهر، شهرستان‏ یا استان‏ صورت‏ می‏گیرد که‏ اعضای‏ آن‏ را مردم‏ همان‏ محل‏ انتخاب‏ می‏ کنند. شرایط انتخاب‏ کنندگان‏ و انتخاب‏ شوندگان‏ و حدود وظایف‏ و اختیارات‏ و نحوه‏ انتخاب‏ و نظارت‏ شوراهای‏ مذکور و سلسله‏ مراتب‏ آنها را که‏ باید با رعایت‏ اصول‏ وحدت‏ ملی‏ و تمامیت‏ ارضی‏ و نظام‏ جمهوری‏ اسلامی‏ و تابعیت‏ حکومت‏ مرکزی‏ باشد قانون‏ معین‏ می‏ کند".
فلسفه شورای شهر و روستا تسریع در توسعه و آبادانی شهر و روستا است. شورایی موفق است که همه فعالیت های شهر و روستای قابل تعریف در شرح وظایف همکار بوده و در واقع هر نوع پروژه بزرگ و کوچکی با نظارت و تصویب آنها باشد.

شورای شهر و روستا در کشور ما هنوز جایگاه و اثر خود را بدست نیاورده است و به بلوغ کارکردی خود نرسیده اند. در واقع می توان گفت که موازی کاری های مختلفی وجود دارد که مانع از ایفای نقش اصلی شورا یعنی تسریع بخشی در امور می گردد. البته مشکلات کارکردی شوراهای اسلامی شهر و اختلافات میان اعضا و متاسفانه مسائلی چون قانون گریزی این ضعف را بیشتر نموده است. گاهی شوراها مانع هم بوده اند. گاهی با عدم انتخاب به موقع یک شهردار توسعه یک شهر را چند ماه و حتی چند سال به عقب انداخته اند که این مهم در شهر رشت که رکوردار بوده است. وقتی شورا وجود ندارد تکلیف مردم و سایر نهادها مشخص است ولی وقتی شورا وجود دارد و امور باید از مجرای قانونی شورا عبور و این مجرا اگر معیوب  باشد، موضوع نگران کننده می شود.
هنوز نوعی بی اعتمادی بین مردم و دولت و نهادهای حکومتی نسبت به شوراها وجود دارد. باید بگوییم آحادی برای شوراها جایگاه خاصی قائل نیستند. شورایی اثر بخش خواهد بود که تصمیماتش مورد پذیرش همه باشد و به خود باوری رسیده باشد.
اینکه برای انتخاب چنین شورای موثری چه باید کرد؟
مهاتما گاندی می گوید" جوامع تکنولوژیک دو انتخاب دارند: اول اینکه می توانند منتظر بمانند تا خطاهای فاجعه آمیز یک نقص سیستمیک، درهم ریختگی و اعوجاج و خود فریبی را القاء نماید و دوم اینکه  یک فرهنگ می تواند موانع و توازن های اجتماعی را برای تصحیح درهم ریختگی سیستماتیک  اولیه برای خطاهای فاجعه آمیز را فراهم کند".

اگر چه ما هنوز به معنای واقعی تکنولوژیک نیستیم ولی این نقص در شهرها و روستاهای ما وجود دارد. توسعه شهر و ساخت و سازهای شهر فاقد یک نظم خاص است و همچنانکه مشاهده می شود رشد قارچ گونه سكونتگاه ها در همه جا و بدون آینده نگری موجب یک درهم ریختگی است.
اینکه چه کنیم، جامعه ما و نیازهای جامعه ما تغییر کرده و ضروری است ما هم فکر و اندیشه خود را از حصار اندیشه های بسته و کوتاه خارج سازیم و برای شورای شهر و مدیریت شهری و در سایر انتخاب ها کسانی را انتخاب کنیم و تشویق نماییم که قبل از هر چیز با شرح وظایف شوراها آشنا باشند.  از نظر دانش, نگرش و مهارت بتوانند در حوادث و بحران های کوچک و بزرگ، قدرت تحلیل مسائل و تصمیم گیری داشته باشند. بتوانند با مطالعه دقیق حوزه سرزمینی تحت مسئولیت خویش مشکلات را شناسایی نمایند و ابتدا از بروز بحران های ناگوار ممانعت بعمل آورند. و سپس نسبت به توسعه شهری اقدام فرمایند.
بنابراین آنچه بر ما واجب است آن است که، مبادا با انتخابهای نامناسب سرنوشت دیارمان را بدست کسانی بسپاریم که در زمان بحران فقط نظارگر باشند. چرا زمان بحران! چون که زمان پس دادن امتحان است.شهر مدیریتی می طلبد که تنها هدفش فروش تراکم برای کسب درآمد نباشد. اینجاست که باید به قول گاندی با فرهنگ مناسب موانع اجتماعی را برطرف و توازن لازم را فراهم سازیم تا در حوادث کوچک و بزرگ شاهد اعوجاج و درهم ریختگی سیستماتیک منجر به فاجعه ،در جامعه خود نباشیم.

یادداشتی از ناصر قربانعلی نضارپور

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پویشگران گیل می باشد
2016 © PoyeshGaranGil.ir